اضطراب زمانی است که افراد احساس نگرانی یا عصبی بودن میکنند و این چیزی است که بسیاری از مردم در سراسر جهان از آن عبور میکنند. برخی از افراد بیشتر از دیگران دچار اضطراب میشوند. برخی از کودکان در یادگیری و درک مطلب به خوبی دیگران نیستند، که به عنوان یک معلولیت ذهنی شناخته میشود. کودکان دارای معلولیت ذهنی بیشتر احتمال دارد اضطراب را تجربه کنند - اما متأسفانه، اغلب کمکی را که برای احساس بهتر نیاز دارند، دریافت نمیکنند. تحقیقات ما برای کمک به کودکان مبتلا به اضطراب، به ویژه کودکان دارای معلولیت ذهنی، آغاز شد.
تعداد فزایندهای از مردم در سراسر جهان با سلامت روان خود دست و پنجه نرم میکنند. چگونه احساس میکنیم، فکر میکنیم، عمل میکنیم و با استرس کنار میآییم. به عنوان مثال، آنها ممکن است استرس، افسردگی یا اضطراب را تجربه کنند، احساسی که وقتی فکر میکنیم اتفاق بدی ممکن است رخ دهد، داریم. اضطراب زمانی است که احساس ترس و نگرانی میکنیم. اضطراب یک احساس طبیعی و رایج است، اما برخی افراد آن را بسیار شدید و اغلب اوقات احساس میکنند. برای افرادی که اضطراب یا سایر مشکلات سلامت روان دارند، بسیار مهم است که بتوانند در اسرع وقت کمک مناسب را دریافت کنند تا بتوانند احساس بهتری داشته باشند. درست مانند زمانی که روی بازوی خود بریدگی دارید، بهتر است در اسرع وقت آن را درمان کرده و بانداژ کنید تا بدتر نشود یا عفونت نکند. به طور مشابه، اگر از احساسات و سلامت روان خود مراقبت نکنیم، هر مشکلی که تجربه میکنیم ممکن است بعداً بدتر شود
افراد دارای معلولیت ذهنی، وقتی فرد در یادگیری، درک اطلاعات یا کشف ایدهها و مهارتهای جدید مشکل دارد. گاهی اوقات خواندن، نوشتن و صحبت کردن با دیگران نیز میتواند دشوارتر باشد. در یادگیری، درک و پردازش اطلاعات مشکل دارند. این افراد ممکن است برای یادگیری به کمک اضافی یا کمک ویژه نیاز داشته باشند. از هر 100 نفر در سراسر جهان، حدود 1 تا 3 نفر نوعی معلولیت ذهنی دارند. این بدان معناست که تعداد زیادی از افراد وجود دارند که ممکن است هنگام یادگیری به حمایت اضافی نیاز داشته باشند.
کودکان دارای معلولیت ذهنی میزان بالایی از نگرانیهای سلامت روان دارند. به طور خاص، آنها اضطراب زیادی را تجربه میکنند . نوعی از درمان که به کودکان مبتلا به اضطراب کمک کرده است، درمان شناختی رفتاری (CBT) نامیده میشود. نوعی درمان که برای درمان اضطراب، افسردگی یا سایر مشکلات سلامت روان بسیار مفید نشان داده شده است. این درمان به فرد کمک میکند تا افکار، احساسات و رفتارها را درک و با آنها مقابله کند. اثربخشی این درمان به طور کامل با کودکانی که معلولیت ذهنی دارند مورد مطالعه قرار نگرفته است. بنابراین، در تحقیق خود، میخواستیم کشف کنیم که آیا کودکان دارای مشکلات یادگیری میتوانند از CBT بهرهمند شوند، اگر کمی تغییر یابد تا با نیازهای آنها مطابقت داشته باشد.

تشخیص اینکه چه زمانی احساسات یا رفتار فرزندتان نگرانکننده است، میتواند دشوار باشد. به هر حال، هر کودکی گاهی اوقات دمدمی مزاج یا بدرفتار میشود. تغییرات بزرگ در خلق و خو یا شخصیت فرزندتان یکی از نشانههای رایج است. نوسانات خلقی مکرر که در زندگی روزمره کودک اختلال ایجاد میکند نیز از نشانههای این اختلال هستند. نگرانی شدید، ترس یا غمی که حداقل دو هفته طول بکشد، نشانههایی از یک اختلال سلامت روان احتمالی است. والدین همچنین باید مراقب ترسی باشند که به طور ناگهانی همراه با علائم جسمی مانند تپش قلب ظاهر میشود، که میتواند یک حمله پانیک باشد.
رفتار نیز میتواند نشان دهنده مشکلات سلامت روان باشد. مراقب رفتارهای شدید خارج از کنترل، درگیر شدن در دعواهای زیاد یا انجام کارهایی باشید که میتواند به خود یا دیگران آسیب برساند. مصرف زیاد مواد مخدر یا الکل نیز دلیلی برای نگرانی است. مشکل زیاد در تمرکز یا بیحرکت ماندن میتواند نشانههای ADHD یا اختلال دیگری باشد. غذا نخوردن یا استفراغ عمدی از نشانههای رایج اختلالات خوردن هستند.
در نهایت، اگر فرزندتان سعی میکند به خودش آسیب برساند یا خودش را بکشد، یا حتی در مورد انجام این کار صحبت کند، مهم است که کمک بگیرید. خودکشی یک خطر بزرگ در بین کودکانی است که دارای اختلالات روانی تشخیص داده نشده هستند و والدین میتوانند کارهای زیادی برای ایمن نگه داشتن کودکان انجام دهند.
هدف این است که والدین، معلمان، متخصصان اطفال و سایر افرادی که با کودکان کار میکنند، راحتتر بدانند چه زمانی باید برای مراقبت از کودک یا نوجوان اقدام کنند. هدف این فهرست کمک به تفکیک علائم هشدار دهنده بیماری از دمدمی مزاجی معمولی و رفتارهای مخرب گاه به گاه مانند نافرمانی، پرخاشگری و تکانشگری است.
علائم هشدار دهنده بیماری روانی اغلب از رفتاری که مشکلساز نیست، با توجه به مدت زمان تداوم رفتار، تأثیر آن بر عملکرد کودک یا تأثیر آن بر افراد دیگر، متمایز میشوند.
احساس غم یا گوشهگیری شدید به مدت دو یا چند هفته
تلاش جدی برای آسیب رساندن یا خودکشی به خود، یا برنامهریزی برای انجام این کار
ترس ناگهانی و شدید بدون دلیل، گاهی اوقات با تپش قلب یا تنفس سریع
درگیری در چندین دعوا، استفاده از سلاح یا تمایل شدید به آسیب رساندن به دیگران
رفتار شدید و خارج از کنترل که میتواند به خود یا دیگران آسیب برساند
غذا نخوردن، استفراغ کردن یا استفاده از ملین برای کاهش وزن
نگرانیها یا ترسهای شدید که مانع فعالیتهای روزانه میشود
مشکل شدید در تمرکز یا بیحرکت ماندن که آنها را در معرض خطر جسمی قرار میدهد یا باعث افت تحصیلی میشود
نوسانات شدید خلقی که باعث ایجاد مشکل در روابط میشود
تغییرات شدید در رفتار یا شخصیت آنها
ناتوانی ذهنی که زمانی عقبماندگی ذهنی نامیده میشد، با هوش یا توانایی ذهنی پایینتر از حد متوسط و فقدان مهارتهای لازم برای زندگی روزمره مشخص میشود. افراد دارای معلولیت ذهنی میتوانند و مهارتهای جدید را یاد میگیرند، اما آنها را کندتر یاد میگیرند. درجات مختلفی از ناتوانی ذهنی، از خفیف تا عمیق، وجود دارد. اصطلاح "عقبماندگی ذهنی" دیگر استفاده نمیشود، زیرا توهین آمیز است و لحنی منفی دارد.

عملکرد ذهنی. همچنین به عنوان ضریب هوشی شناخته میشود و به توانایی فرد در یادگیری، استدلال، تصمیمگیری و حل مشکلات اشاره دارد.
رفتارهای انطباقی. اینها مهارتهایی هستند که برای زندگی روزمره ضروری هستند، مانند توانایی برقراری ارتباط موثر، تعامل با دیگران و مراقبت از خود.
ضریب هوشی (ضریب هوشی) با آزمون ضریب هوشی اندازهگیری میشود. میانگین بهره هوشی ۱۰۰ است و اکثر افراد بین ۸۵ تا ۱۱۵ امتیاز دارند. اگر فردی بهره هوشی کمتر از ۷۰ تا ۷۵ داشته باشد، از نظر هوشی معلول محسوب میشود.
برای اندازهگیری رفتارهای انطباقی کودک، یک متخصص مهارتهای کودک را مشاهده کرده و آنها را با سایر کودکان همسن مقایسه میکند. مواردی که ممکن است مشاهده شوند شامل این است که کودک چقدر میتواند خودش غذا بخورد یا لباس بپوشد؛ چقدر میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند و آنها را درک کند؛ و چگونه کودک با خانواده، دوستان و سایر کودکان همسن خود تعامل دارد.
تصور میشود که معلولیت ذهنی حدود ۱٪ از جمعیت را تحت تأثیر قرار میدهد. از بین افراد مبتلا، ۸۵٪ دارای معلولیت ذهنی خفیف هستند. این بدان معناست که آنها در یادگیری اطلاعات یا مهارت های جدید کمی کندتر از حد متوسط هستند. با حمایت مناسب، اکثر آنها میتوانند در بزرگسالی به طور مستقل زندگی کنند.
نشانههای مختلف زیادی برای معلولیت ذهنی در کودکان وجود دارد. علائم ممکن است در دوران نوزادی ظاهر شوند یا ممکن است تا زمانی که کودک به سن مدرسه نرسد، قابل توجه نباشند. اغلب به شدت معلولیت بستگی دارد.
غلتیدن، نشستن، خزیدن یا دیر راه رفتن
دیر صحبت کردن یا مشکل در صحبت کردن
کندی در یادگیری کارهایی مانند آموزش دستشویی رفتن، لباس پوشیدن و غذا خوردن
مشکل در به خاطر سپردن چیزها
ناتوانی در ارتباط دادن اعمال با عواقب آنها
مشکلات رفتاری مانند کجخلقیهای انفجاری
در کودکانی که معلولیت ذهنی شدید یا عمیق دارند، ممکن است مشکلات سلامتی دیگری نیز وجود داشته باشد. این مشکلات ممکن است شامل تشنج، اختلالات خلقی (اضطراب، اوتیسم و غیره)، اختلال در مهارتهای حرکتی، مشکلات بینایی یا مشکلات شنوایی باشد.
تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ
مشاهده