والدین کودکان اغلب با کجخلقیها و رفتارهای دوران کودکی دست و پنجه نرم میکنند. بنابراین اگر شما هم یکی از آنها هستید، ما به شما کمک خواهیم کرد تا نحوه برخورد با یک کودک لجباز را درک کنید.
لجبازی در کودکان طبیعی است، اما این از مشکلات والدین کم نمیکند. کارهای سادهای مانند خوابیدن، حمام کردن یا غذا خوردن میتواند به متقاعد کردن زیادی نیاز داشته باشد و در نهایت منجر به مشاجره شود. مقابله با این موضوع هر روز میتواند طاقتفرسا باشد. بنابراین، ضروری است که کودک را با عواقب چنین رفتاری آشنا کنید. همچنین باید از سختکوشی و رفتار خوب آنها برای گوش دادن به حرفتان قدردانی کنید.
این پست با ارائه نکاتی برای برخورد با کودک لجباز به شما کمک خواهد کرد.
تعیین مرزهای مشخص، همراه با عواقب آنها، برای مقابله با لجبازی لازم است.با این حال، والدین باید مهارتهای گوش دادن فعال را کسب کنند تا با فرزندان خود همدلی کنند. تقویت مثبت به کاهش لجبازی کمک میکند و به کودکان اجازه میدهد احساس کنند که مورد توجه قرار گرفتهاند. والدین باید از عصبانیت خودداری کنند، زیرا میتواند تأثیر منفی بر فرزندانشان داشته باشد.
تحقیقات نشان میدهد که رفتار نامطلوب ناشی از پرخاشگری ممکن است به صورت ژنتیکی به ارث رسیده باشد. اگرچه لجبازی ممکن است یک ویژگی عمومی دوران کودکی باشد، درک اینکه چرا فرزندتان لجباز است، میتواند به شما کمک کند تا آن را بهتر برطرف کنید و یک محیط خانوادگی هماهنگ ایجاد کنید. در اینجا چند دلیل برای لجبازی فرزندتان آورده شده است.

کودکان در سنی هستند که هنوز به هنر خودتنظیمی تسلط نیافتهاند. آنها اغلب وقتی بیمار، گرسنه، خوابآلود یا بیحوصله هستند، خود را آشفته میبینند که این امر کنترل آنها را دشوار میکند. آنها همچنین به راحتی بیش از حد تحریک میشوند و این ممکن است بیشتر به آشفتگی آنها کمک کند
کودکان محیط اطراف خود را هیجانانگیز میدانند و به دنبال کشف جهان هستند و تلاش میکنند تا تواناییها و محدودیتهای خود را کشف کنند. با این حال، والدین ممکن است نگران ایمنی آنها باشند و از انجام برخی کارها که منجر به سرکشی و رفتار لجبازانه میشود، جلوگیری کنند.
مطالعات نشان میدهد که قرار گرفتن زودهنگام در معرض صفحات نمایش میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در مدیریت عاطفی در کودکان شود. با افزایش وابستگی به صفحات نمایش، کودکان ممکن است در معرض تصاویر با حرکت سریع، موسیقی بلند و الگوهای منفی قرار گیرند که ممکن است آنها را بیش از حد تحریک، مضطرب و پرخاشگر کند.
کودکان بین توجه مثبت و منفی تمایز قائل نمیشوند. ناآگاهی والدین از نیازهای اساسی کودک مانند غذا، آب، آسایش و بازی باعث میشود کودکان به عنوان راهی برای جلب توجه، لجبازی کنند. مطالعات همچنین نشان میدهد که کودکانی که مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، تمایل دارند مسائل مربوط به خشم و سرسختی را به عنوان راهی برای محافظت از خود بروز دهند.
لجاجت به عنوان یک ویژگی ممکن است عمدتاً در کودکانی با شرایطی مانند اختلالات طیف اوتیسم، اختلالات خلقی، اختلال بیش فعالی کمبود توجه، ناتوانیهای یادگیری، سندرم داون و اختلال نافرمانی مقابلهای مشاهده شود. این اغلب به دلیل رفتارهای مقابلهای، تکانشی و ناسازگاری است که این کودکان از خود نشان میدهند.
سبکهای فرزندپروری نقش بزرگی در رشد عاطفی و رفتاری کودک دارند. کودکانی که والدین بیش از حد محدودکننده یا مستبد دارند، تمایل دارند به عنوان راهی برای اعمال استقلال خود، رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند. با این حال، اگر والدین بیش از حد سهلگیر باشند، ممکن است ناخواسته به گونهای رفتار کنند که لجبازی فرزندانشان را تقویت کند و در نتیجه این گرایش را افزایش دهد.
کودکان به دلیل آشنا و آرامشبخش بودن، ترجیح میدهند که روالهای از پیش تعیینشده را رعایت کنند. با این حال، هرگونه تغییر در چنین روالهایی باعث ترس، آشفتگی و حالت تدافعی آنها میشود که ممکن است به صورت لجبازی ظاهر شود.
هر کودکی که اراده آزاد خود را به کار میگیرد، لجباز نیست. مهم است که قبل از هرگونه اقدام جدی، بفهمید که آیا فرزند شما لجباز است یا مصمم. کودکان لجباز میتوانند بسیار باهوش و خلاق باشند. آنها سوالات زیادی میپرسند که ممکن است در کودکان به عنوان سرکشی تلقی شود. آنها نظراتی دارند و "عملگر" هستند. از سوی دیگر، کودکان لجباز به نظرات خود پایبند هستند و آماده گوش دادن به آنچه شما میگویید نیستند.
آنها نیاز شدیدی به تصدیق و شنیده شدن دارند. بنابراین ممکن است اغلب به دنبال توجه شما باشند.
آنها میتوانند به شدت مستقل باشند.
آنها متعهد و مصمم به انجام کاری هستند که دوست دارند.
همه کودکان کجخلقی میکنند، اما لجبازها ممکن است بیشتر این کار را انجام دهند.
آنها ویژگیهای رهبری قوی دارند - آنها میتوانند گاهی اوقات "رئیسمآب" باشند.
آنها دوست دارند کارها را خودشان انجام دهند.
مدیریت یک کودک لجباز ممکن است دشوار باشد، اما همه چیز بد نیست.
کودکان نوپا ممکن است لجباز به نظر برسند زیرا دچار چندین تغییر رشدی میشوند. مقاومت آنها راهی برای فهمیدن این است که چه کاری را میتوانند یا نمیتوانند انجام دهند.
اگر عزم و اراده یکی از نقاط قوت شماست، دوست دارید آن را در فرزندانتان نیز ببینید. اما بخش دشوار ، دانستن تفاوت بین عزم و اراده و لجبازی است. پس چگونه یکی را از دیگری تشخیص میدهید؟
معنی فرهنگ لغتی عزم و اراده «استواری در هدف» است.
لجاجت به عنوان داشتن عزم راسخ برای انجام کاری یا عمل به روشی خاص تعریف میشود. به عبارت ساده، امتناع از تغییر افکار، رفتارها یا اعمال فرد صرف نظر از فشار خارجی برای انجام کاری متفاوت است.لجاجت در کودکان میتواند ژنتیکی یا رفتاری اکتسابی به دلیل تأثیرات محیطی باشد.
«عواملی که میتوانند در لجبازی یا لجبازی کودکان نقش داشته باشند، مرحله رشد، خلق و خو، سبک فرزندپروری، عوامل استرسزا و نیازهای برآورده نشده آنهاست.
برخورد با کودکان لجباز ممکن است نیاز به صبر و تلاش بیشتری داشته باشد، زیرا باید الگوی رفتاری فرزندتان را با دقت مشاهده و درک کنید. در ادامه، چند نکته را به شما ارائه خواهیم داد که ممکن است در برخورد با کودکان لجباز مفید باشد.
ممکن است یک کودک نوپای لجباز داشته باشید که از ماندن در گهواره خود امتناع میکند یا هر بار که سعی میکنید به او غذا بدهید، قاشق غلات خود را کنار میزند. یا ممکن است یک کودک شش ساله لجباز داشته باشید که اصرار دارد هر روز لباسهای یکسانی بپوشد و برای سرپیچی از هر قانون یا دستور العملی که به او میدهید، پاهایش را به زمین میکوبد.
رابرتز معتقد است: «لجبازی یا اراده قوی میتواند یک ویژگی شخصیتی باشد، اما لزوماً ثابت یا دائمی نیست. رفتار کودکان تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی است که میتوانند با گذشت زمان و با رشد و نمو آنها تغییر کنند.»
«اگر کودکی بدرفتاری میکند یا رفتار لجبازانهای از خود نشان میدهد، درک علت اصلی و رسیدگی به آن به شیوهای حمایتی و پرورشی مهم است. این میتواند شامل تعیین مرزها و انتظارات روشن، فراهم کردن امنیت و ثبات و ارائه تقویت مثبت برای رفتارهای مطلوب باشد. همچنین اگر این رفتار باعث مشکلات یا نگرانیهای قابل توجهی میشود، ممکن است کمک گرفتن از یک روانشناس کودک یا سایر متخصصان سلامت روان مفید باشد.»
در اینجا چند نکته وجود دارد که میتواند در هنگام برخورد با طبیعت لجباز فرزندتان مفید باشد.

ارتباط یک خیابان دو طرفه است. اگر میخواهید فرزندتان به شما گوش دهد، باید ابتدا خودتان مایل به گوش دادن به او باشید. تمام توجه خود را به او معطوف کنید، حرفهایش را به زبان ساده بیان کنید و برای درک بهتر، سوال بپرسید. کودکان لجباز ممکن است نظرات محکمی داشته باشند و تمایل به بحث داشته باشند.
اگر احساس کنند که شنیده نمیشوند، ممکن است لجباز شوند. اغلب اوقات، وقتی فرزندتان اصرار به انجام یا عدم انجام کاری دارد، گوش دادن به او، گفتگوی آزاد در مورد آنچه او را آزار میدهد و تأیید احساساتش میتواند به حل مؤثر مشکل کمک کند. به عنوان مثال، اگر فرزندتان برای تمام کردن ناهار قشقرق به پا میکند، او را مجبور به غذا دادن نکنید. در عوض، از او بپرسید که چرا نمیخواهد غذا بخورد و به حرفهایش گوش دهید - این میتواند به دلیل بازیگوشی یا دل درد باشد.
اگر میخواهید فرزند لجباز پنج سالهتان به حرف شما گوش دهد، سعی کنید با آرامش و عمل به حرفهایتان نزدیک شوید و نه رو در رو.
وقتی کودکان را به کاری مجبور میکنید، آنها تمایل به سرکشی و انجام هر کاری که نباید انجام دهند، دارند. اصطلاحی که به بهترین شکل این رفتار را تعریف میکند، خلاف میل است که یک ویژگی رایج کودکان لجباز است. خلاف میل غریزی است و فقط به کودکان محدود نمیشود. با فرزندانتان ارتباط برقرار کنید.
به عنوان مثال، مجبور کردن کودک شش سالهتان که اصرار دارد بعد از زمان خوابش تلویزیون تماشا کند، کمکی نخواهد کرد. در عوض، کنار آنها بنشینید و به آنچه تماشا میکنند علاقه نشان دهید. وقتی نشان میدهید که برایتان مهم است، کودکان احتمالاً واکنش نشان میدهند.
کودکانی که با والدین یا مراقبان خود ارتباط برقرار میکنند، میخواهند همکاری کنند. «برقراری ارتباط تزلزلناپذیر با کودکان نافرمان، کنار آمدن با آنها را آسانتر میکند.»
اولین قدم برای ارتباط با فرزندتان را همین امروز بردارید - آنها را در آغوش بگیرید!

کودکان لجباز ممکن است ذهن خودشان را داشته باشند و همیشه دوست ندارند به آنها گفته شود چه کاری انجام دهند. در عوض، دادن حق انتخاب به آنها میتواند رفتار نافرمانی آنها را کاهش داده و همکاری را تقویت کند . به کودک لجباز چهار ساله خود بگویید که باید تا ساعت 9 شب در رختخواب باشد، و تنها چیزی که از آنها دریافت خواهید کرد یک "نه!" بلند است. به کودک پنج ساله سرسخت خود بگویید که اسباببازیای را که انتخاب کردهاید بخرد؛ آنها این را نمیخواهند. به فرزندان خود حق انتخاب بدهید و نه دستور مستقیم تا جایی برای انعطافپذیری داشته باشید. به جای اینکه به آنها بگویید به رختخواب بروند، از آنها بپرسید که آیا میخواهند داستانهای قبل از خواب الف یا ب را بخوانند.
فرزند شما میتواند به نافرمانی ادامه دهد و بگوید: "من به رختخواب نمیروم!". وقتی این اتفاق میافتد، آرام باشید و با قاطعیت به آنها بگویید: "خب، این یکی از انتخابها نبود". میتوانید همین کار را هر چند بار که لازم است و تا حد امکان با آرامش تکرار کنید. وقتی مثل یک صفحه گرامافون صدایتان شکسته باشد، فرزندتان احتمالاً تسلیم میشود.
یک مادر و وبلاگنویس ناشناس در مورد نحوه برخوردش با لجبازی فرزندش میگوید: «دخترم خیلی لجباز بود. او از امتحان کردن ترن هواییهای بزرگ امتناع میکرد و وسایل بازی آرامتری را که بقیه خانواده خستهکننده میدانستند، ترجیح میداد. این یعنی او از وسایل بازی مختلف در پارک لذت خواهد برد. گزینههای جایگزین زیادی برای لذت بردن او وجود ندارد. من و همسرم تصمیم گرفتیم به انتخاب دخترمان برای سوار شدن یا نشدن احترام بگذاریم. ما در وسایل بازی که برایش جذاب بود به او ملحق شدیم و او منتظر بازگشت ما در وسایل بازی بود که برای آنها آماده نبود. در نهایت، او خودش تصمیم گرفت دو ترن هوایی را امتحان کند و متوجه شد که واقعاً از آنها لذت میبرد .»
با این اوصاف، گزینههای زیاد هم خوب نیستند. به عنوان مثال، درخواست از فرزندتان برای انتخاب یک لباس از کمد لباس میتواند او را گیج کند. میتوانید با به حداقل رساندن گزینهها به دو یا سه لباس انتخاب شده توسط خودتان و درخواست از فرزندتان برای انتخاب از بین آنها، از این مشکل جلوگیری کنید.
هنگام برخورد با یک کودک لجباز، هدف والدین این نیست که با فرزندشان تسویه حساب کنند یا او را وادار به پذیرش شکست کنند. هدف نهایی این است که مطمئن شوند کودک تنظیم احساسات و رفتار را یاد میگیرد. وقتی بحث میکنید، سعی میکنید دست بالا را داشته باشید و کودک را مجبور میکنید که تسلیم خواسته شما شود و در نهایت صبر و حوصله خود را از دست میدهید. حتی ممکن است در نهایت آنها را سرزنش یا تهدید به عواقب و مجازاتهای اغراقآمیز کنید. در چنین مواردی، کودکان اغلب یا در بیان خواستههای خود پرخاشگرتر میشوند یا به دلیل تکنیکهای انضباطی خشن شما آسیب میبینند.
بنابراین بهتر است که شما با آگاهی از آنچه شما و فرزندتان را تحریک میکند، نبردهای خود را انتخاب کنید و از وارد شدن به مشاجرات خودداری کنید،وقتی احساس تحریک، تهدید یا سردرگمی میکنید، برای آرام شدن وقت و فضا بگذارید و وقتی ذهنتان آزاد شد، مسئله را حل کنید،به فرزندتان بگویید که به دیدگاه او نگاه میکنید و از او به خاطر مطرح کردن آن قدردانی میکنید،
مسائل بیاهمیت را با ارائه حق انتخاب به فرزندتان حل کنید،در توضیح دیدگاه خود رویکردی قاطع داشته باشید،عواقب را به شیوهای غیرتهدیدآمیز و محترمانه برجسته کنید، وپس از اصرار بر اینکه هر دوی شما فقط خیر و صلاح خود را در نظر دارید، به فرزندتان کمی فرصت دهید تا تصمیم بگیرد.هدف در اینجا این است که احترام خود را حفظ کنید و با نتیجهگیری احساس راحتی کنید.
داد زدن بر سر یک کودک سرکش و جیغزن، یک مکالمه معمولی بین والدین و کودک را به یک مسابقه داد و فریاد تبدیل میکند. فرزند شما ممکن است پاسخ شما را به عنوان دعوتی برای مبارزه کلامی تلقی کند. این فقط اوضاع را بدتر میکند. این به شما بستگی دارد که مکالمه را به سمت یک نتیجه عملی هدایت کنید، زیرا شما بزرگسال هستید. به فرزندتان کمک کنید تا لزوم انجام کاری یا رفتار خاصی را درک کند.
مونیکا ساهای، مادر یک فرزند، هنگام مدیریت فرزند لجباز خود با چالشهای مختلفی روبرو شد. او با به اشتراک گذاشتن آموختههایش میگوید: «در ابتدای این مسیر، فکر میکردم میتوانم بر خشم، ناامیدی، آزردگی و غیرهام غلبه کنم. سپس متوجه شدم که بالاخره من یک بزرگسال هستم. عصبانی شدن از او، کتک زدن او یا فریاد زدن بر سرش چیزی به او یاد نمیدهد. چیزی که در آن زمان متوجه نشدم این است که هیچ کس بیشتر از یک کودک نوپا دوام نمیآورد. یکی از جنبههای مهم اخلاق عمومی والدین، یافتن لحظات قابل آموزش است. اما بچههای لجباز نمیخواهند از لحظات قابل آموزش چیزی یاد بگیرند و هیچ کس آنها را ایجاد نخواهد کرد. و اگر فکر میکنید میتوانید، خب، آنها نفس خود را حبس میکنند تا زمانی که از حال بروند و چیزی به شما یاد دهند. بنابراین، به این نتیجه رسیدم که آرام و صبور بودن تنها راه حل است»
هر کاری که برای آرام ماندن لازم است انجام دهید - مدیتیشن، ورزش یا گوش دادن به موسیقی. موسیقی آرامشبخش یا دلچسب را در خانه پخش کنید تا حتی فرزندانتان هم بتوانند گوش دهند. هر از گاهی، موسیقی مورد علاقه فرزندتان را پخش کنید. به این ترتیب، میتوانید «رای» آنها را به دست آورید و همچنین آنها را قادر سازید تا آرام شوند.
تغییر تمرکز، راه خوبی برای آرام کردن و کنترل خلق و خوی شماست. به جای فکر کردن به موقعیت یا شخصی که باعث خشم شما شده است، میتوانید سعی کنید به چیزهایی فکر کنید که خلق و خوی شما را بالا میبرند. این میتواند شامل انجام یک فعالیت یا پیادهروی باشد .
اگر فرزندتان را مجبور به پذیرش اقتدار کنید، احتمالاً آن را نمیپذیرد. بنابراین در اینجا چند راه برای الگوسازی احترام و حمایت در رابطهتان آورده شده است:
به دنبال همکاری باشید، بر پایبندی به دستورالعملها اصرار نکنید.
برای همه فرزندانتان قوانین ثابتی داشته باشید و فقط به این دلیل که راحتتر میدانید، سهلانگار نباشید.
با آنها همدلی کنید - هرگز احساسات یا ایدههای آنها را نادیده نگیرید.
بگذارید فرزندانتان هر کاری که میتوانند برای خودشان انجام دهند، از وسوسه انجام کاری برای آنها، برای کاهش بار آنها، اجتناب کنید. این همچنین به آنها میگوید که به آنها اعتماد دارید.
منظورتان را بگویید و آنچه را که میگویید انجام دهید.
به گفته بتسی براون براون، نویسنده کتاب «تو رئیس من نیستی»، سرمشق بودن، شعاری است که باید در اینجا دنبال کنید زیرا فرزندانتان همیشه شما را زیر نظر دارند.

کودکان لجباز یا با اراده قوی نسبت به نحوه رفتار شما با خود بسیار حساس هستند. بنابراین مراقب لحن، زبان بدن و واژگانی که استفاده میکنید باشید. وقتی از رفتار شما ناراحت میشوند، کاری را که برای محافظت از خود بهتر میدانند انجام میدهند: سرکشی میکنند، حاضرجوابی میکنند و پرخاشگری نشان میدهند.
تغییر نحوه برخورد شما با یک کودک لجباز میتواند نحوه واکنش آنها به شما را تغییر دهد. به جای اینکه به آنها بگویید چه کاری انجام دهند، با آنها شریک شوید.
به جای "میخواهم تو انجام بدهی..." از جملاتی مانند "بیا این کار را بکنیم..." یا "چطور است آن را امتحان کنیم..." استفاده کنید.
از فعالیتهای سرگرمکننده برای وادار کردن فرزندانتان به انجام کاری استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر میخواهید فرزند لجبازتان اسباببازیهایش را سر جایش بگذارد، خودتان شروع به انجام آن کنید و از آنها بخواهید که "کمککننده ویژه" شما باشند.
همچنین میتوانید زمان فعالیت را تعیین کنید و کودک را به چالش بکشید تا اسباببازیها را سریعتر از شما سر جایشان بگذارد. این یک ترفند زیرکانه است که بیشتر اوقات جواب میدهد.
یک کودک با اراده قوی به دستورالعملهای روشن و ثبات در مورد رفتار قابل قبول نیاز دارد. آنها به یادآوریهای بصری و در دسترس از قوانین، پاداشها و عواقب نیاز دارند.
با تهیه فهرستی از شرایط رفتاری متناسب با سن کودک به همراه تصاویر شروع کنید تا درک و به خاطر سپردن آن برای آنها آسانتر شود.
وقتی یک قانون به طور مداوم رعایت میشود، حتماً به آنها پاداش دهید زیرا این کار باعث ایجاد انگیزه در آنها میشود.
از اعمال مجازاتهای سخت خودداری کنید. در عوض، عواقب عملکردی (مانند تأمل کتبی یا زمان استراحت) را برای نقض مرزها بیان کنید و آنها را دنبال کنید.
از ریاکاری خودداری کنید. به مرزهای فرزندتان احترام بگذارید و در صورت منطقی بودن درخواست ها یشان، به آنها آزادی عمل بدهید.
به طور منظم از مرزها عبور کنید و با رشد فرزندتان آنها را اصلاح کنید تا مطمئن شوید که متناسب با سن خود باقی میمانند.
در نهایت، مطمئن شوید که مرزهایی که تعیین میکنید، انعطافپذیری کافی برای تطبیق با رویدادهای غیرمنتظره و مذاکرات سریع را دارند.
گاهی اوقات، لازم است با فرزندانتان مصالحه و مذاکره کنید. معمولاً وقتی به خواستههایشان نمیرسند ، واکنش نشان میدهند. اگر میخواهید به حرف شما گوش دهند، باید بدانید چه چیزی مانع انجام این کار توسط آنها میشود.
با پرسیدن چند سوال مانند «چه چیزی شما را آزار میدهد؟» «مسئله خاصی هست؟» یا «چیزی میخواهید؟» شروع کنید تا آنها را به صحبت در مورد آن وادار کنید. این به آنها میگوید که به خواستههایشان احترام میگذارید و مایل به بررسی آنها هستید. مذاکره لزوماً به این معنی نیست که همیشه به خواستههای آنها تسلیم شوید. همه چیز در مورد با ملاحظه و عملگرا بودن است. به عنوان مثال، فرزند شما ممکن است حاضر نباشد در یک ساعت مشخص به رختخواب برود. به جای اصرار، سعی کنید زمان خوابی را که برای هر دوی شما مناسب است، مذاکره کنید.

کودکان از طریق مشاهده و تجربه یاد میگیرند. اگر والدین خود را همیشه در حال مشاجره ببینند، یاد میگیرند که از آن تقلید کنند. اختلاف زناشویی بین والدین میتواند منجر به یک محیط استرسزا در خانه شود که بر خلق و خو و رفتار کودکان تأثیر میگذارد. طبق یک مطالعه، اختلاف زناشویی ممکن است منجر به گوشهگیری اجتماعی و حتی پرخاشگری در کودکان شود . بنابراین قبل از اینکه از فرزندتان انتظار داشته باشید که به شیوهای خاص رفتار کند، به دروننگری بپردازید و مطمئن شوید که الگوی مثبتی برای او هستید.
کودکان همچنین در تقلید از چیزی که میبینند، متخصص هستند. وقتی کودکی مشاهده میکند که والدینش از لجبازی آنها آشفته میشوند، تمایل دارد واکنشهای آنها را تقلید کند. کودک نیز احتمالاً واکنش مشابهی به جهل شما خواهد داشت. بنابراین، باید مطمئن شوید که رفتار درست را الگو قرار میدهید.
هنگام مخالفت با چیزی از زبان محترمانه استفاده کنید. در طول درگیریها، قاطعیت و مهارتهای مذاکره را الگو قرار دهید.
هنگام اجابت درخواستها، انعطافپذیری نشان دهید و مطمئن شوید که با احترام از قوانین خانه پیروی میکنید.
عشق خود را به فرزندانتان از طریق کلمات محبتآمیز و حرکات محبتآمیز منتقل کنید.
مطمئن شوید که نه قشقرق به پا میکنید و نه شکست را میپذیرید. در عوض، ارتباط مؤثر را الگو قرار دهید.
برای درک بهتر رفتار کودک لجباز خود، سعی کنید از دیدگاه او به موقعیت نگاه کنید و همدلی را تمرین کنید. خود را جای فرزندتان بگذارید و سعی کنید تصور کنید که او چه شرایطی را باید پشت سر بگذارد که چنین رفتاری از خود نشان دهد. هرچه فرزندتان را بیشتر بشناسید، بهتر میتوانید با لجبازی او کنار بیایید.
حتی در حالی که تسلیم خواستههای او نمیشوید، با او همدلی کنید. میتوانید ناامیدی، خشم یا ناامیدی او را درک کنید و در عین حال قاطع و قاطع باشید، از او حمایت کنید.
به عنوان مثال، اگر فرزند شما مایل به انجام تکالیف خود نیست، از انجام آن کار خسته شده است. اگر کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد یا اگر فرزند شما قادر به تمرکز نیست، میتوانید با تقسیم تکالیف به وظایف کوچکتر که میتوانند در مدت زمان کوتاهی انجام شوند، به او کمک کنید. میتوانید بین وظایف، استراحتهای کوتاه یک یا دو دقیقهای در نظر بگیرید تا فعالیت برای آنها کمتر استرسزا باشد.
زمانهایی وجود خواهد داشت که نمیدانید با کودکان لجباز چه کار کنید تا خشم و رفتار پرخاشگرانه آنها را کنترل کنید. اما اگر بدون فکر واکنش نشان دهید، ممکن است نگرش منفی نسبت به مشکل ایجاد کنید و حتی ناخواسته رفتار منفی او را تقویت کنید.
به عنوان مثال، فرزند شما ممکن است تقریباً به هر چیزی که شما میگویید «نه!» بگوید. در مورد آن فکر کنید - آیا زیاد «نه» میگویید؟ اگر بله، با مثال زدن، رفتار منفی را تقویت میکنید.
هنگام انجام این بازی، فرزند شما باید به همه چیز «بله» یا «نه» بگوید. سوالاتی مانند «تو بستنی دوست داری، نه؟» «آیا عاشق بازی با اسباببازیهایت هستی؟» یا «آیا میخواهی ببینی که آیا دایناسورت فردا در وان حمام شناور میشود؟» احتمالاً از فرزندتان «بله» دریافت میکنند. هرچه فرزند شما پاسخ مثبتتری بدهد، احتمال بیشتری دارد که احساس کند شنیده و قدردانی میشود.
کریستین ریچز معتقد است که غرق شدن در تعاملات مثبت و قدردانی، رفتار خوب را در کودکان تشویق میکند، زیرا فشار تنبیه یا تنبیه شدن را کاهش میدهد.
اتفاق میافتد که با یک کودک لجباز، شما تمایل دارید بیشتر به عدم رعایت، کجخلقی و سایر رفتارهای نادرست آنها توجه کنید. والدین تمایل دارند از ویژگیهای مثبت خاصی که این کودکان دارند، از جمله پشتکار، استقامت، جهتگیری هدف، مهارتهای تصمیمگیری قوی، صداقت و ابراز وجود بیباکانه، چشمپوشی کنند. چنین رفتارهایی، قدرت شخصیت آنها را نشان میدهد و توانایی آنها را برای رهبری طبیعی برجسته میکند. به عنوان والدین، شما باید با رفتارهای خوب فرزندتان هماهنگ باشید و از طریق پاداشها بر غنیسازی این ویژگیهای مثبت تمرکز کنید.
پاداشها این قدرت را دارند که باعث شوند فرزندتان احساس دیده شدن و پذیرفته شدن کند. آنها رفتارهای خوب را تشویق میکنند، پیوند والدین و فرزند را بهبود میبخشند و عزت نفس را افزایش میدهند. پاداشها لزوماً نباید هدایای بزرگ یا حرکات بزرگ باشند. آنها میتوانند نشانههای سادهای از قدردانی باشند، مانند «کارت خوب بود» برای انجام تکالیفشان یا برچسب «تو کمک فوقالعاده من هستی» پس از اتمام یک کار. حتی میتوانید به آنها پاداشهای غیرمادی مانند زمان بازی طولانیتر یا سفر به مکان مورد علاقهشان بدهید، زمانی که آنها درخواستهای شما را اجابت میکنند یا پایبندی مداوم به قوانین خانه را نشان میدهند. گذراندن وقت با آنها گاهی اوقات نیز پاداشی کافی برای کودکانی است که احساس انزوا و نادیده گرفته شدن میکنند.
کودکان وقتی یک برنامه ثابت دارند که میتوانند به آن پایبند باشند، رشد میکنند. ثبات داشتن برنامههای روزانه به آنها احساس امنیت میدهد و به آنها کمک میکند تا خود را تنظیم کنند. همچنین به آنها کمک میکند تا مهارتهای اجتماعی را توسعه دهند و حس کنترل بر زندگی خود را داشته باشند. برنامههای روزانه همچنین نظم و انضباط را تشویق میکنند و اطمینان حاصل میکنند که نیازهای اساسی کودک برآورده میشود. آنها همچنین به والدین و سایر مراقبان کمک میکنند تا برنامه کودک را پیگیری کنند. همچنین به کودکان کمک میکند تا هشدارهای مقدماتی را در مورد انتقال بین برنامه های روزانه دریافت کنند .
برنامههای روزانه، بازههای زمانی مشخصی برای تمام فعالیتهایی دارند که کودک باید در طول روز انجام دهد. این برنامهها ممکن است شامل بهداشت روزانه، بازی، خواب و فعالیتهای اوقات فراغت باشد.
برای کودکان مدرسهای، برنامههای روزانه ممکن است زمانهایی را که از آنها انتظار میرود مطالعه یا انجام تکالیف را انجام دهند، نیز مشخص کنند.
همچنین میتواند شامل تصاویری برای درک آسان و فضاهای خالی برای رویدادهای بداهه باشد.
در نهایت، مطمئن شوید که ستونی برای چسباندن برچسبهای قدردانی در نظر گرفتهاید.
چگونه با برخی از مشکلات رایج با کودک لجباز برخورد کنیم
در اینجا به برخی از مشکلات رایجی که والدین احتمالاً هنگام برخورد با یک کودک لجباز با آن مواجه میشوند، اشاره میکنیم.
آموزش توالت رفتن به خودی خود دشوار است، اما وقتی با یک کودک لجباز سر و کار دارید، میتواند به یک دردسر تبدیل شود. میتوانید کودک لجباز و پرخاشگر سه ساله خود را با روشهای زیر آموزش توالت رفتن دهید:
صحبت کردن در مورد آن.
توضیح دادن به آنها در مورد نحوه انجام این کار.
سرگرمکننده کردن - اگر فرزندتان از استفاده از توالت امتناع میکند، جدی نگیرید. به یاد داشته باشید که یک کودک لجباز ممکن است برای یادگیری استفاده از توالت به زمان بیشتری نسبت به یک کودک مطیع نیاز داشته باشد.
کودکان در مورد غذا بسیار ایرادگیر هستند. با این اوصاف، شما نمیتوانید همیشه به فرزندتان هر چه میخواهد بدهید. بهترین راه برای اطمینان از اینکه کودکان لجباز شما آنچه را که برایشان خوب است دریافت میکنند، این است که زمان شام را سرگرمکننده کنید.
از روشهای خلاقانه برای ارائه غذا به کودک کوچک خود استفاده کنید.
آنها را سر میز شام مشارکت دهید (از آنها بخواهید میز را بچینند، سرو کنند و غیره).
آنها را تشویق کنید که قبل از رد کردن غذا (فقط یک لقمه) آن را امتحان کنند. از هر چیزی به آنها قسمتهای کوچکی بدهید و بگذارید خودشان انتخاب کنند.
اگر غذایشان را تمام کردند، به عنوان تشویق مثبت، به آنها دسر یا خوراکی بدهید.
کودکان به قوانین و انضباط نیاز دارند.فرزند شما باید بداند که عواقبی، چه خوب و چه بد، برای اعمالش وجود خواهد داشت.
مطمئن شوید که آنها کاملاً از عواقب شکستن قوانین آگاه هستند.
عواقب باید فوری باشند، به خصوص هنگام برخورد با کودکان، تا بتوانند اعمال خود را به نتیجه مرتبط کنند. تایم اوت کردن، کاهش زمان بازی یا تماشای تلویزیون و اختصاص دادن کارهای کوچک میتواند چند راه برای تربیت کودک باشد. همچنین میتوانید بر اساس مشکل، در ایجاد عواقب خلاقانه عمل کنید. اگر فرزند شما روی دیوارها خط خطی میکند یا از کلمات رکیک استفاده میکند، با آرامش توضیح دهید که چرا این کار اشتباه است و عواقب واضحی تعیین کنید. به عنوان مثال، بگویید: "اگر به خط خطی کردن روی دیوارها ادامه دهی، زمان بازی تو کوتاهتر خواهد شد.
به یاد داشته باشید که هدف تنبیه کودک نیست، بلکه این است که او را متوجه اشتباه بودن رفتارش کنیم.
کودکی با نیازهای ویژه، دارای معلولیت روانی یا فیزیولوژیکی است. چنین کودکانی در عملکرد عادی خود مشکل دارند و بسته به شرایط خود به انواع مختلفی از کمک نیاز دارند. با این حال، چنین کودکانی نیز به دنبال استقلال و دستیابی به چیزی در زندگی خود هستند . با آموزش مناسب والدین و راهنمایی به موقع کودک، میتوان به مشکلات رفتاری در کودکان با نیازهای ویژه رسیدگی کرد. با این حال، قبل از شروع، باید دلایل چنین رفتاری را در کودک با نیازهای ویژه درک کنید.
دلایل لجبازی در کودکان با نیازهای ویژه این است که آنها در نیازهای ارتباطی، ایجاد روابط، کنترل تکانه، توجه پایدار، سازماندهی، تکمیل وظایف، حساسیت به ناامیدی، انطباق، اطاعت و عزت نفس مشکل دارند. آنها همچنین قادر به درک دستورالعملها یا پذیرفتن پاسخ منفی نیستند. کودکان با نیازهای ویژه تمایل به نوسانات شدید خلقی دارند و اغلب سازگاری با تغییرات را دشوار میدانند.
چند راه که والدین میتوانند با لجبازی در کودکان با نیازهای ویژه مقابله کنند عبارتند از:
هشدارهای زمانی برای آمادهسازی آنها از قبل برای تغییر فعالیت یا مکان.
ارائه کمکهای بصری مانند لیستها و برچسبها برای افزایش درک. تعیین اولویتها و افزودن یادآوریها برای تسهیل انجام وظایف.
استفاده از عبارات و جملات ساده هنگام برقراری ارتباط برای کمک به آنها در درک بهتر دستورالعملها و اطلاعات.
داشتن یک روال مشخص که بتوانند برای مراقبت از نیازهای بهداشت شخصی از آن پیروی کنند.
اطمینان از افزایش مشارکت در فعالیتهای خانوادگی و گروههای همسالان برای تسهیل تعامل اجتماعی.
برنامهریزی برای موقعیتهای غیرمنتظره تا بتوانند بهتر با نوسانات خلقی و کجخلقیها کنار بیایند.
پاداش دادن به رفتارهای خوب برای تسهیل تکرار.
اطمینان از اینکه هنگام برخورد با موقعیتهای دشوار، آرامش خود را حفظ میکنید تا از تحریک بیشتر آنها جلوگیری کنید.
اگر رفتار فرزندتان با وجود اجرای این اقدامات همچنان نگرانکننده است، توصیه میشود از راهنمایی های پزشکی حرفهای استفاده کنید.

دلایل مختلفی برای نشان دادن رفتار لجبازانه توسط کودک وجود دارد. به عنوان مثال، برخی از کودکان ممکن است به دلیل خلق و خوی سرسختانه خود لجباز باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است به دلیل فقدان مرزها و قوانین یا انضباط متناقض، این رفتار را داشته باشند. در برخی موارد دیگر، کودکان ممکن است لجبازی کنند زیرا شما یا یک بزرگسال دیگر، مانند خواهر یا برادر بزرگتر، رفتار لجبازانهای را مشاهده کردهاند.
گاهی اوقات لجبازی کودکان طبیعی است. حس استقلال رو به رشد و کنجکاوی برای یادگیری در مورد دنیای اطرافشان، شایعترین دلایلی هستند که میتوانند کودک را لجباز کنند. با این حال، تعیین مرزها و عواقب مشخص برای رفتار نامناسب یا غیرقابل قبول، ضمن تشویق ارتباط سالم، برای کمک به کودکان در ایجاد ویژگیهای رفتاری مثبت، ضروری است.
تحقیقات نشان میدهد که 20 تا 60 درصد خلق و خو توسط ژنتیک تعیین میشود . با این حال، هیچ الگوی وراثتی مشخصی وجود ندارد. همچنین، هیچ ژن خاصی وجود ندارد که به عنوان عامل ایجاد ویژگیهای خلق و خوی خاص شناخته شود. در عوض، مطالعات گسترده نشان میدهد که چندین ژن در خلق و خو نقش دارند.
کودکان تیزهوش ذاتاً تکانشی و کنجکاو هستند. آنها خود را برتر میدانند و دوست دارند با چالشهایی روبرو شوند که در مقایسه با مرزهای تحصیلیشان پیشرفتهتر هستند. اراده قوی آنها باعث میشود که در برابر شخصیتهای اقتدار و قوانینی که وضع میکنند، سرکش باشند. آنها همچنین وقتی از پیروی از قلبشان منع میشوند، به راحتی ناامید میشوند و پرخاشگری میکنند، که باعث میشود بسیار لجباز به نظر برسند.
لجبازی در کودکان رایج است، اما برخورد روزانه با آن ممکن است برای والدین طاقتفرسا باشد. با این حال، دانستن نکاتی در مورد نحوه برخورد با یک کودک لجباز میتواند مفید باشد. در حالی که باید آرام باشید، به فرزندتان گوش دهید و به نظرات او احترام بگذارید، تسلیم خواستههای او نشوید. میتوانید سعی کنید به او گزینه بدهید و با او مذاکره کنید. همچنین میتوانید او را تنبیه کنید، اما به یاد داشته باشید که هدف تنبیه کودک نیست، بلکه این است که به او بفهمانید رفتارش نامناسب است.
کودکان لجباز معمولاً در برابر تلاشها برای تغییر رفتار خود مقاومت میکنند و اغلب پیروی از قوانین یا دستورالعملها را رد میکنند. بنابراین، ممکن است برای والدین ایجاد و حفظ اقتدار خود چالش برانگیز باشد و منجر به کشمکشهای قدرت شود. برای کمک به شما در عبور از این چالشها، این اینفوگرافیک توصیههایی در مورد مقابله با کودکان لجباز ارائه میدهد.
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده